تبليغاتX
شبکه تاریخ

شبکه تاریخ

Mesbah Yazdi: l'abus sexuel des prisonniers politiques en vue de faire des aveux est autorisé


Mesbah Yazdi et Ahmadinejad ont été présentés à proximité du mausolée de l'ayatollah Khomeiny et Mesbah Yazdi, le religieux fondamentalistes chiites qui le suit, Ahmadinejad a répondu à quelques questions des disciples du Velayat-e-ye Motalaqe Faqih (le chef suprême de l'Iran). Dans ce qui suit il ya la liste de quelques questions et leurs réponses:

1.         Faire des aveux sous la torture physique et psychologique est légitimé par l'islam?

Faire des aveux de Zede Velayat-e faqih (tout ce qui est contraire à la règle selon laquelle un mollah de haut rang devrait se prononcer en Iran) est autorisé et légitimé par l'Islam.

2.         Fait des aveux en utilisant des médicaments légitimé par l'islam?

Faire des aveux de Zede Velayat-e faqih est autorisé et légitimé par l'Islam.

3.         Puis le viol interrogateur du prisonnier afin de faire des aveux?

 L'interrogateur doit avoir wudu (ablution islamique) avant de les violer et, en attendant d'avoir violé, il doit prier. Si le prisonnier est femme viol peut être fait à la fois de la vulve et anale. C'est mieux que nul autre être présentes. Si le prisonnier est un homme, il est préférable de le violer en présence des autres.

4.         Si un prisonnier femme devient enceinte est l'enfant bâtard?

L'enfant d'une Zede Velayat-e faqih Zaife (Zaife est un adjectif humiliant pour les femmes) est bâtard, ou elle devient enceinte de son mari ou à la prison par un interrogateur. Toutefois, si l'interrogateur violeur accepte l'enfant, il est préférable de la considérer comme un chiite.

5.         L'abus sexuel des prisonniers hommes n'est pas Lavat? (Lavat est sexuel relation de deux hommes et il n'est guère interdite dans l'islam).

Non, ce n'est pas Lavat, parce que le prisonnier avait fait cela en dépit de sa propre volonté. Toutefois, si le jeune détenu a bénéficié, il est préférable de ne pas la répéter.

6.         Quel est le décret sur l'abus sexuel des filles vierges?

Si elle est en cours d'exécution, ce travail est très très saints devant le Dieu et sa récompense devant Dieu est égal au pèlerinage de l'Kaba (allant à La Mecque qui est considéré comme étant très saint dans l'Islam), mais si elle n'est pas exécuté le travail a une rémunération égale à pèlerinage Krabala (Imam Hussein Shrine).

Référence: http://balatarin.com/permlink/2009/8/14/1703433

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Mesbah Yazdi: Sexual abuse of political prisoners in order to make confessions is allowed

Mesbah Yazdi and Ahmadinejad were presented near to Ayatollah Khomeini’s mausoleum and Mesbah Yazdi, the Shiite fundamentalist cleric who Ahmadinejad follows him has answered to some questions of the followers of Velayat-e Motalaqe-ye Faqih (the supreme leader of Iran). In what follows there are the list of some questions and their answers:

1-      Making confessions under bodily and psychologically torture is legitimated according to Islam?

Making confession of Zede Velayat-e Faqih (every one who is against the rule that a high ranking mullah should rule in Iran) is allowed and legitimated according to Islam.

2-      Is making confession by using of drugs legitimated according to Islam?

Making confession of Zede Velayat-e Faqih is allowed and legitimated according to Islam.

3-      May the interrogator rape the prisoner in order to make confessions?

The interrogator should have wudu (Islamic ablution) before raping and in the meantime of raping he should pray. If the prisoner is woman raping can be done from the both vulva and anal. It is better than no other one be present. If the prisoner is a man it is better to rape him in the presence of others.

4-      If a woman prisoner becomes pregnant is the child Bastard?

The child of a Zede Velayat-e Faqih Zaife (Zaife is a humiliating adjective for women) is bastard, either she becomes pregnant by her husband or in the prison by an interrogator. However, if the rapist interrogator accepts the child it is better to consider it as a Shiite.

5-      Sexual abuse of men prisoners is not Lavat? (Lavat is sexual relation of two men and it is hardly forbidden in Islam).

No, it is not Lavat, because the prisoner had done it despite to his own will. However if the young prisoner has enjoyed it is better not to repeat it.

6-      What is decree about sexual abuse of virgin girls?

If she is being executed, this job is very very holy in front of the God and its reward in front of God is equal to pilgrimage the Kaba (going to Mecca which is considered of being highly holy in Islam), but if she is not being executed the job has rewards equal to pilgrimage Krabala (Imam Hussein Shrine).

Reference: http://balatarin.com/permlink/2009/8/14/1703433

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اطلاعیه مهم پرامون ترور استاد علی محمدی

پیرامون ترور دکتر علی محمدی شایعات فراوانی توسط وبسایتهای خبری جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. در کنار آن هم دوستان زیادی تذکر داده­اند که فعالیتهای استاد محمدی هیچ ربطی به برنامه هسته­ای ایران نداشته است. اینها همه در حالی است که در وبسیات کلمه وابسته به میرحسین موسوی هرگونه رابطه انجمن پادشاهی ایران با این ترور مورد تردید جدی قرار گرفته است.[1] البته هدف من دفاع از این انجمن نیست، که با این انجمن اختلافات جدی­ای دارم. هدف اصلی مقابله با شعارهایی است که جمهورری اسلامی با استفاده از آنها قصد اعدام افرادی بیگناه را دارد.

اینجانب که هم اکنون در پاریس هستم این امکان را دارم که با شبکه­های فرانسوی زبان در پاریس تماس گرفته و با این فضای تبلیغاتی جمهوری اسلامی که ظاهراً آنقدر موفق بوده است که شبکه تلویزیونی TFI در فرانسه هم ایشان را دانشمند هسته­ای معرفی کرده است. در حالیکه از صبح امروز من دائماً اخباری را دریافت می­کنم که این خبر را از جانب منابع دست اول نقض می­کنند و تخصص ایشان را فیزیک ذرات بنیادی می­دانند و هرگونه ارتباط ایشان را با مسئله هسته­ای نقض می­کنند.

بدینوسیله از تمام دوستانی که شناخت دست اول از استاد محمدی دارند تقاضا می­کنم با ایمیل بنده تماس گرفته و ایشان را معرفی کنند تا بتوانیم با این شایعه جمهوری اسلامی مقابله کنیم.

E-mail: arash.daklan@gmail.com

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ظهور مجدد احمدی­نژاد و عواقب آن برای منطقه وجهان


هم­اکنون که مشغول نوشتن این سطور هستم کسری ناجی تحلیل­گر شبکه فارسی بی­بی­سی که نویسنده کتابی درباره ظهور احمدی­نژاد هم هست، تعجب خود را از این بابت ابراز می­دارد که چرا ما نتوانسته بودیم ظهور احمدی­نژاد را پیش­بینی کنیم؟ طرح سؤال به این صورت اصلاً درست نیست. در واقع من و برخی از دوستانم این را به خوبی می­دیدیم و می­دانستیم، اما هرچه می­گفتیم کسی باور نمی­کرد. ریشه ناباوری را در ادامه ذکر خواهم کرد.

در انتخابات سابق ریاست جمهوری بسیار واضح بود که احمدی­نژاد با یک تقلب گسترده در انتخابات برنده شده است، اما از آنجا که ما مدرکی برای اثبات این ادعا نداشتیم و کسانی هم که تریبون را به دست داشتند ترجیح دادند که رأی آوردن احمدی­نژاد را به میزان کم مشارکت مردم نسبت دهند، علی­رغم پناه بردن هاشمی رفسنجانی به خدا، کسی نخواست باور کند که در جریان این انتخابات تقلبی سازماندهی شده صورت پذیرفته است. اما ما که در تهران بودیم می­دیدیم که ستادهای تبلیغاتی آقای رفسنجانی عملاً فعالیتی ندارند. او را عملاً قبل از انجام انتخابات ترسانده بودند. ستاد انتخاباتی ایشان در حوالی پل کریم خان در تهران غیرفعال بود؛ دو نفر در آن نشسته و مشغول بازی تخته نرد بودند. ما حتی شک کردیم که این دو نفر از افراد آقای احمدی­نژاد هستند.

از رفتارهای احمدی­نژاد در دو سال اول کاملاً متوجه شدم که احمدی­نژاد با یک سناریوی طراحی شده و با میزان بسیار بالای آرای اتخاذ شده در دور دوم نیز رئیس­جمهور خواهد شد. اما نه تنها کمتر کسی حرف مرا باور می­کرد، بلکه به من گوشزد می­شد که با گفتن این حرف و ناامید کردن مردم از شرکت در انتخابات، عملاً راه را برای پیروزی وی هموار می­گردانم. من دوسال سکوت کردم، اما از هم­اکنون ساکت نخواهم نشست. پیش­بینی من کاملاً دقیق بود؛ علت این امر هم مربوط است به ساختار و رفتار یک نظام توتالیتر. اینکه ساختار یک نظام تواتالیتر چیست و چرا نتیجه گفته شده از آن استنتاج می­گردد، بحثی است که در انتها به آن خواهم پرداخت. اما امری که مانع از پذیرفتن پیش­بینی من و برخی از دوستانم می­شد، اعتراض به فرض ما بود مبنی بر توتالیتر بودن نظام و یا این فرض که تمام جریان انتخابات در این نظام صرفاً یک بازی از قبل طراحی شده است. در پاسخ به این فرضیات ما دو انتقاد مطرح شده است. یکی اینکه نظام جمهوری اسلامی یک نظام توتالیتر نیست، و دیگر اینکه اگر انتخابات واقعاً یک بازی طراحی شده است، چرا در سال 76 در حالی که همه مردم می­پنداشتند که ناطق نوری از صندوقهای اخد رأی بیرون خواهد آمد، برخلاف تمام این پیش­بینی­ها، خاتمی از صندوق بیرون آمد. پاسخ من به این سؤال است که در ضمن، ماهیت توتالیتر بودن این نظام را آشکار می­کند.

اگر تاکنون اندکی شک داشتم، اکنون بدون شک این را می­گویم که همه امور سیاسی در کشور ایران مستقیماً تحت نظر آیت­الله خامنه­ای قرار دارد. اما چرا ایشان در سال 76 در روند انتخابات مداخله نکردند؟ پاسخ این سؤال به ماهیت این نظام و شخصیت آیت­الله خامنه­ای مربوط است. آیت­الله خامنه­ای در سالهای قبل از 76 می­پنداشتند که همه مردم ایران جانفدای او هستند، و هرچه ایشان بگویند، مردم دربست فرمانبردارند. لذا ایشان لزومی به مداخله کردن در جریان انتخابات نمی­دیدند. علت اینکه اصلاً خاتمی را به عنوان یک کاندیدای انتخابات پذیرفت، این بود که انتخابات دور قبل آن با مشارکت کمی همراه بود. غالباً گفته می­شود که آیت­الله خامنه­ای مشارکت مردم در انتخابات را به عنوان مشروعیت نظام تلقی می­کند. اما مسئله فقط این نیست. مسئله این است که ایشان از حضور گسترده مردم در انتخابات و در نهایت اتخاذ نتیجه مورد دلخواه خود لذت می­برند. در آن زمان چون ایشان می­پنداشتند که همه مردم جانفدای ایشان هستند، با خیال راحت تنها به دادن کدهایی کاملاً واضح از آقای ناطق نوری حمایت کرده و می­پنداشتند که مردم هم به ندای ایشان لبیک خواهند گفت. لذا وارد کردن خاتمی تنها برای گرم کردن بازار و محظوظ شدن از مشارکت زیاد مردم بود. اصلاً به نظر من ایشان از اینکه مردم زیادی در انتخابات شرکت کرده و ایشان آراء را به هر نحوی به نفع خود تغییر دهند، و بعد مردم را با ارعاب وادار به سکوت کنند، لذت می­برند. این شخصیت ایشان است. اما وقتی چنین نشد، ایشان تصمیم گرفتند که از این مردم و تمام آن روشنفکرانی که از خاتمی و جریانات فکری مشابه او و یا آن جریاناتی را که منجر به سر کار آمدن او شده بودند، انتقام سختی بگیرند. به همین دلیل بود که جریان قتلهای زنجیره­ای درست در زمان خاتمی اوج گرفت. بعد از آن ایشان به دنبال کسی می­گشت که بتواند مجری اوامر وی باشد. در سال 84 ایشان احمدی­نژاد را یافت. ما از همان موقع با شناختی که از شخصیت آیت­الله خامنه­ای داشتیم، می­دانستیم که احمدی­نژاد قدرت خواهد گرفت. بسیاری می­پنداشتند که با بالا رفتن میزان مشارکت نظام خواهد ترسید و از تقلب در انتخابات منصرف خواهد شد. اما در طی دو ساله اول ریاست جمهوری آقای احمدی­نژاد و با توجه به ادعاهای عجیبی که مطرح کرده بود، "اینکه موقع سخنرانی در نیویورک هاله نوری به دور سر او بوده است" و اینکه "همه با تمام وجود به حرفهای او گوش فرا داده و حتی پلک نمی­زدند"، متن نامه­های او به رئیس جمهور وقت آمریکا و نیز مردم آمریکا، اعمالی نظیر برگزاری کنفرانسی در تهران برای نفی هولوکاست، و سخنرانیهای دائمی وی درباره نابودی اسرائیل و نابودی آمریکا، ادعای اینکه می­تواند با رؤسای جمهور آمریکا مناظره کند و از این قیبل مرا مطمئن ساخت که با یک هیتلر روبه­رو هستیم. امری که همه سعی می­کنند آن را باور نکنند. باراک اوباما وقتی که جریان مبارزات انتخاباتی را در ایران دید به مردم ایران و این دموکراسی ظاهری تبریک گفت و من از این تعجب کردم که چرا آمریکایی­ها با داشتن این همه متخصص جامعه­شناس و روانشناس، سران این کشور را نمی­شناسند. چطور او و اطرافیان او نفهمیدند که اگر در تلویزیون ایران شخصی با خیال راحت تمام سران و بنیانگذاران نظام را از آغاز انقلاب تاکنون فاسد می­خواند، او بدون اندک تردیدی رئیس­جمهور مادام­العمر ایران خواهد بود.

اکنون در شرایطی به سر می­بریم که ایران در حال ساختن سلاح هسته­ای است. حزب­الله لبنان که در انتخابات شکست خورده بود، با سر کار آمدن مجدد احمدی­نژاد جان تازه­ای گرفته است. درست در همین مواقع کره شمالی آزمایشات هسته­ای خود را از سر گرفته و علناً اعلان می­کند که برنامه هسته­ای تسلیحاتی خود را از سر می­گیرد. در همین شرایط یک میلیارد دلار پول در ایران گم می­شود و با روی کار آمدن مجدد احمدی­نژاد کسی نمی­تواند رد آن را پی بگیرد. این پول به کجا رفته است؟ آیا به دست کره شمالی رسیده است؟ آیا این کره شمالی است که قرار است برای ایران سلاح هسته­ای تولید کند؟ یا شاید این کره شمالی است که قرار است موشک هسته­ای خود را از طرف ایران به اسرائیل شلیک کند.

اکنون در ایران در اعتراض به نتایج انتخابات آشوبی برپا شده است، اما به نظر من این آشوبها خیلی زود خاموش خواهد شد. نمودار قدرت احمدی­نژاد و طرفداران وی فعلاً در حال رشد است. به احتمال زیاد در ایران شاهد جابه­جایی­های زیادی در قدرت خواهیم بود. به نظر من هاشمی بیش از پیش به حاشیه رانده می­شود و حتی احتمال حذف کامل و حتی قتل وی وجود دارد. ما شاهد قتلهای زنجیره­ای جدیدی خواهیم بود، بسیار گسترده­تر از آنکه بتوانیم تصورش را بکنیم. روزنامه و کتاب و اینترنت و ماهواره و همه همه و از ایران جمع خواهند شد. سیر این خشونت و سرکوبی در ایران دقیقاً مانند نمودار سعود آرای احمدی­نژاد خواهد بود. بسیار سریع رشد می­کند و در حد ثابتی باقی می­ماند. آنهایی که می­پندارند این جریانات منجر به سقوط نظام خواهد شد، این نظام را نمی­شناسند. به نظر من با روی کار آمدن احمدی­نژاد عمر نظام حداقل 20 سال افزایش یافته است. آرایش نیروها در خاورمیانه به شدت تغییر خواهد کرد. همه اینها در حالی است که باراک اوباما پیام صلح فرستاده است. پیام صلح اوباما برای ایران به جای آنکه نتیجه مثبتی به بار آورد، به نظر من نتایج منفی­ای به بار خواهد آورد. جهان عرب از ترس برقراری رابطه آمریکا با ایران، که آن را به ضرر خود می­داند، برعلیه ایران متحد خواهد شد. ایران بیش از پیش به کشورهایی نظیر کره شمالی نزدیک می­شود و برعکس تصور همه نفوذ آن در منطقه افزایش خواهد یافت. آنهایی که می­پندارند ایران به دلیل سنی بودن طالبان با آنها مشکل دارد به زودی متعجب خواهند شد. من حتی احتمال یک جنگ هسته­ای را می­دهم.

اگر غیرعقلانی بودن نتیجه این انتخابات همه جهان را متعجب کرده باشد، مرا تنها متأثر کرده است، چرا که متأسفانه پیش­بینی دقیق من به تحقق پیوسته است. من به آقای احمدی­نژاد و آیت­الله خامنه­ای تبریک می­گویم که سناریوی بسیار زیبایی را با این ظرافت اجرا کردند. تمام حرفهای آقای احمدی­نژاد، تمام حالتهای چهره وی، خندیدنها، ناراحت شدنها، حتی آن چهره نگران وی در هنگام انداختن رأی خود به صندوق که بی­بی­سی آن را به نامطمئن بودن وی از نتیجه انتخابات تعبیر کرده بود، من فقط یک صحنه سازی و بازیگری می­دانم.

جمهوری اسلامی نشان داد که قطعاً هیچ راهی برای اصلاح ندارد. تنها یک راه باقی مانده و آن نابودی آن است. هرچه عمر جمهوری اسلامی بیشتر باشد، خطری که از جانب آن جهان را تهدید می­کند افزایش می­یابد. هدف جمهوری اسلامی تنها و تنها این است که جهان را با بمب اتمی نابود کند تا زمینه برای ظهور آقا امام زمان فراهم گردد. شاید این امر دور از ذهن و غیر عقلانی به نظر برسد. اما اگر چنین است، تنها به این دلیل است که منطق عقلانی نظام جمهوری اسلامی را درک نکرده­ایم. تصمیم جمهوری اسلامی به نابودی اسراییل و جهان غرب قطعی است.

کسانی که این حرفها را باور نمی­کنند سری به ایرن بزنند و میزان شوکه شدن مردم را از این نوع اعلام آرا ببینند. وقتی که من دو سال پیش نتیجه آرای امسال را به این صورت پیش­بینی کردم همه دوستانم آن را غیرعاقلانه دانسته و به همین دلیل آن را مطلقاً غیرممکن می­دانستند. اکنون هم شاید این پیش­بینی­ها غیرعقلانی به نظر برسد، اما با توجه به شواهدی که ارائه کردم کاملاً منطبق است بر ساختار تفکری حاکم بر نظام جمهوری اسلامی.

آیت­الله خامنه­ای و احمدی­نژاد به خوبی می­دانستند که با اعلان این آرا کشور شلوغ خواهد شد. سپاه از چند روز پیش در مورد سرکوبی هرگونه تلاش برای انقلابهای رنگی هشدار داده بود، و روز قبل از انتخابات مانور اقتدار در تهران برگزار شده بود. به گفته رضا معینی عضو سازمان گزارشگران بدون مرز از پاریس سفارت ایران در این دوره انتخاباتی تنها در صورتی به گزارشگران خارجی ویزا می­دادند که قول بدهند تنها مطالبی در مورد خوبیهای دولت آقای احمدی­نژاد بنویسند. این خود نشان می­دهد که آنها پیش­بینی می­کردند که کشور به آشوب کشیده شود. چرا با وجود این پیش­بینی اینان دست به این کار زدند؟ حتماً پروژه بزرگ دیگری در کار است و جهان به زودی به شدت غافلگیر خواهد شد. بسیاری در این آشوبها دستگیر، زندانی و اعدام خواهند شد. پاکسازی گسترده روشنفکران و نیز موج گسترده ترورها در خارج از کشور آغاز خواهد شد. جمهوری اسلامی زهر چشم سختی از مردم خواهد گرفت. خیل عجیبی از بازداشتها و بستن همه احزاب و تک­حزبی شدن کشور و ... . جمهوریت نظام از قانون اساسی حذف می­شود؛ به مثابه حرف آیت­الله خمینی که "اسلام در متن خودش جمهوریت دارد". عبارتهایی از کلمات صدا و سیما حذف می­شود، مانند دموکراسی و مردمسالاری. رهبرانی که یک فرد را یک ملت می­دانند[1]، به سادگی از جانب یک ملت حرف می­زنند. کودتای آقای احمدی­نژاد به عنوان خواسته ملت و به ضرب چوب و چماق به مردم بهت زده تحمیل شده است. تکرار می­کنم، جمهوری اسلامی نشان داد که به هیچ وجهی قابل اصلاح نیست؛ جمهوری اسلامی باید برود.

من آینده به شدت خونینی برای تمام این منطقه و برای بسیاری از نقاط جهان می­بینیم.

هم­اکنون شبکه خبر در حال سخن­پراکنی در مورد تنگ­نظری رسانه­های غربی است در حالکیه شبکه بی­بی­سی فارسی را در عراق هم مختل کرده است. اگر این شبکه دروغگو است، چرا آن را خراب کرده­اید؟



[1] - اشاره به گفته معروف آیت­الله خمینی که "بهشتی یک ملت بود!"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نامه جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی به آیت الله خامنه ای در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی

هفت تیر 7tir.com : به دنبال درگذشت امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس جوانی که در درون زندان درگذشت و گزارشگران بدون مرز احتمال قتل او را مطرح کرده اند جمعی از وبلاگ نویسان ایران تصمیم به ارسال نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر و بالاتری



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Pity was very lovely

This is the first time that I am losing somebody whom I love very much. On Tuesday March 31 Narin, my wife, called me that Pity's situation is very bad and she think that maybe pity will die. I thought she is exaggerating the situation, however I told her to take Pity to her doctor. She said that she has called the doctor, and he will be in his office at 1:30. Less than three minutes my brother called me, asking to go home sooner because he thinks that Pity is died. When I reached home I saw that pity was died. It was the first time that I cried for somebody's death. In the last one month her health situation was very bad. We took her to the doctor, but her doctor always told us that her situation is not very dangerous and she will be cured just after some time. Now we have understood that she was really sick and her doctor did not know about her situation. After her death when Narin called the doctor, he said that Pity had got Syphilis. But she had no sexual relations. When I interviewed a doctor who is living in Sweden, I understood that the doctor whom I have referred to did not know anything about her situation and he also had injected penicillin; the worst thing that he could do.

We made a ceremony for her, and we invited our friends to gather to begin movements for animal's rights in Iraq. We think that animals' right for living should be equal to the human rights.

Loosing Pity was a shock, a very hard shock in our life; I and my wife are very very sad. If the doctor had told us she needed equipments which are not prepared in Iraq we could send her to other countries. But the doctor did not say us anything, and by his ignorance he killed our lovely dog. When Narin called him and told him that it was his fault, he answered "So what? It was just a dog." For us it(?) was not just a Dog, she was a very lovely being in our life.



I am now trying to make a campaign for defending the animals' right in Iraq. Please help us in this matter in every way that you can!


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

یک خبر تکان دهنده

خیلی ناراحتم و دلم گرفته است. برای اولین باری است که موجودی نازنین و وافعاً دوست داشتنی را از دست می­دهم. تاکنون این حس را، حس از دست دادن کسی را که واقعاً دوستش داری، تجربه نکرده بودم. دیروز ساعت 12:53:51 نارین به من زنگ زد که


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نقدی بر"مفهوم روشنگری" نوشته آدورنو و هورکهایمر

هدف هر نقدی سطله ­گری است. هر نقدی می­ خواهد فضا را تغییر دهد؛ یعنی باید آنقدر قدرتمند باشد که بتواند دیگران را قانع کند که گفته­ هایش را بپذیرند. لذا نقدی که سلطه ­گری را نفی می­ کند به همان اندازه سلطه ­گرانه است، که خود ایده سلطه­ گر.


ادامه مطلب را در سایت انمن قلم کردستان ایران در آدرس زیر ببینید:

http://www.qelem.com/farsi/mqale/babatekan/83.htm

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چند مطلب جالب

اشتباه فرشتگان

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود.  پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

... اما اگر این همه درست باشد ...

من عادت ندارم که بداهه نویسی کنم، اما خبری که درباره واکنش دولت آقای احمدی­نژاد به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شنیدم مرا واداشت تا زمانی که هنوز قضیه تازه است چیزی در این مورد بنویسم.

شنیده­ام که در ایران حدیثی منسوب به حضرت علی ساخته شده مبنی بر اینکه یک سیه چرده بلند قدی که رهبر بزرگترین سپاه جهان است زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم می­کند. من کاری به جعلی بودن این حدیث ندارم. من کاری به این ندارم که آیا اصلاً خدایی وجود دارد یا نه و اینکه آیا امام زمانی هست که ظهور کند یا نه. من کاری به این ندارم که نظام جمهوری اسلامی چقدر مشروعیت دارد. تمام حرف من در این مورد است: با اینکه می­دانم همه اینها ساختگی و جعلی است، اما اگر این همه درست باشد چه؟

اگر خدایی وجود داشته باشد؛ خدایی که اسلام معرفی می­کند، بخصوص اسلامی که دولت حاضر در جمهوری اسلامی تفسیر و تبلیغ می­کند، خدایی که نماز را واجب می­داند، خدایی که انسان و سگ را می­آفریند و بعد می­گوید که سگ حرام است و اگر در خانه­ای سگ وجود داشته باشد نماز صاحب خانه باطل است؛ خدایی که تشنه عبادت و ستایش است، خدایی که عبادت بنده­اش (چه واژه مشمئز کننده­ای) با حضور یکی از مخلوقاتش (در این مورد سگ) باطل است. خدایی که احمدی­نژاد را می­آفریند، احمدی­نژادی که سگ می­کشد. خدایی که خمینی می­آفریند، خمینی­ای که برعلیه کردها اعلام جهاد می­کند، خمینی­ای که قلم را دشمن اسلام می­داند؛ خدایی که خمینی را بر حق و زندانهای مخوفش را در راه رضای خود می­خواهد، خدایی که جلادها را به بهشت می­فرستند تا حوری بگیرند، جلادهایی که از فرط عقده جنسی در راه رضای این چنین خدایی شکنجه و تجاوز می­کنند و به عنوان پاداش هفتاد حوری چشم سیاه در بهشت می­خواهند. خدایی که اسلام را برترین دین قرار داده، محمد را با قرآن فرستاده است، قرآنی که انسان را برترین موجودات قرار داده و در این میان مرد را هم بر زن برتری داده است. خدایی که حضرت مهدی را می­آفریند تا در آخر زمان بیاید و کافران را سر ببرد و به جهنم بفرستد، اصلاً خدایی که زمان جهان را به اتمام می­رساند، خدایی که جهانش انتها دارد؛ و در نهایت اینکه این خدا از ارتش کشور پیشرفته­ای مانند آمریکا برای متحقق کردن پروژه آخر زمان خود استفاده می­کند، خدایی که پروژه امام زمان را بر این همه پیشرفت علم و تکنولوژی ترجیح می­دهد، خدایی که مداحان امام حسین را از پینک فلوید و متالیکا بیشتر دوست دارد، خدایی که ارزش تکنولوژی و اینترنت و ساخت شبکه­های هوشمندی را که انسان می­تواند خودش را روی آنها upload کند درک نمی­کند، خدایی که خامنه­ای در نزدش ارزشمندتر از اینشتین و نیوتن و بیل گیتز است، و می­خواهد فرهنگ اینشتین­ها و نیوتن­ها را وسیله­ای برای تحقق اسطوره مسخره و مزخرف امام زمانش کند،

آری اگر چنین خدایی وجود داشته باشد من چه می­کنم؟

فکر می­کنم پاسخ این سؤال را شاملو تا حدی داده باشد:

اکنون به انتظار آنکه جاز شلخته اسرافیل آغاز شود

هیچ به از نیشخند زدن نیست،

اما من آنگاه نیز بنخواهم خاست

چرا که در میان تمامی سازها سرنا را بسی ناخوش می­دارم.

اما این فقط نصف جواب است. به نظر من شاملو انسان بزرگواری بوده است که فقط برنمی­خیزد. اما من نمی­توانم مانند او اینقدر خوددار باشم. آری! من با صدای بلند اعلان می­کنم که از چنین خدایی و جهانش و دین و پیغمبر و امامش حالم به هم می­خورد. اگر چنین خدای جلاد و احمقی وجود هم داشته باشد که مداح امام حسین را بیشتر از راجر واترز و جیمز هدفیلد دوست داشته و خمینی را بر بیل گیتز و ری کورزویل ترجیح دهد، من از او اطاعت نمی­کنم. من در برابر او و تمام جهانش طغیان می­کنم. من برمی­آشوبم تا این چنین خدایی را نابود کنم. من چنین خدای احمقی که حس زیبایی شناسی­اش مانند یک نئاندرتال و دانش علمی­اش در حد یک گوریل هم نیست لعنت می­کنم.

من طغیان می­کنم. من لعنت می­کنم.   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |